حدوث جسمانی نفس
50 بازدید
ناشر: پژوهش‏گاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
نقش: نویسنده
سال نشر: 1391
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
شماره چاپ : 1
زبان : فارسی
حقیقت انسان جز نفس او و مکتسبات نظری و عملی اش نیست. اندیشه ها، نیات و اعمال آدمی نمایانگرهویت او در همه نشئات وجودی است. و قیامت عرصه ظهور و بروز کامل حقیقت انسان است. عشرت و نکبت، سرور و رنج، خوشبختی و شوربختی، همه و همه نتیجه و ره آورد نفس انسان است. از این رو معرفت و شناخت نفس، ویژگی ها، چگونگی پیدایش، بقا یا فنای آن و بسیاری از مسائل دیگر که در پیرامون نفس گفتگو می شود از اهمیت زیادی برخوردارند. طوری که می توان گفت غفلت از نفس و خود فراموشی به خدا فراموشی خواهد انجامید. رسولخدا فرمود: آگاه¬ترین شما به خویشتن خویش داناترین شما به پروردگارخود است. اگرگوهر گرانبهای نفس به تاراج رود سرمایه حقیقی آدمی به تاراج رفته و خسران واقعی همین است . از این رو مهمترین توصیه¬های ارباب علم و معرفت توجه به معرفت نفس است. ابن¬سینا (370-۴۲۸ قمری، ۹۸۰-۱۰۳۷ میلادی) معرفت و علم النفس را مرقات معرفت رب می داند، محمد بن یحیی بن الصائغ مشهور به ابن باجه (متوفای سال 533ق /1139م ) آن را بعد از علم توحید اشرف از همه علوم می داند و ملاصدرا )979-1050قمری) آن را امّ الحکمة واصل فضایل معرفی می کند . در سایه همین تاکیدها مبحث نفس جایگاه رفیعی در میان علوم یافته¬است. این علم بعد از علم توحید و معرفت حق تعالی و صفات و اسماء او شریف ترین معارف بوده و به تعبیر صدرالمتالهین کلید معرفت رستاخیز و مراتب آن است . همین امر انگیزه خوبی برای تحقیق و پژوهش در این موضوع بوده و باعث بوجود آمدن تالیفات ارزشمندی شده است. تنها تحقیقات ابن سینا(370-۴۲۸ قمری، ۹۸۰-۱۰۳۷) و صدرالمتالهین را می توان بمثابه دائرۀ المعارفی تلقی کرد که در بر دارنده بسیاری از آراء، دیدگاه ها و مباحث علم النفس فلسفی است. نوآوری ها و ابتکارات حکمای اسلامی که در سایه تشویق کتاب و سنت به مباحث عقلی صورت گرفته است از یک سو، و نقد و اشکالات منتقدان بر بخش های گوناگون مباحث نفس بر حجم و غنای این مباحث بیش از پیش افزوده است. در این میان تحولی که در حکمت متعالیه روی داد، آثار و نتایج شگرفی در نفس شناسی به جای گذاشت. 1- بیان موضوع صدرالمتالهین تحلیل افلاطون، ارسطو و حکمای مشاء، اشراق و متکلمان اسلامی را در پاره¬ای از مباحث نفس قانع کننده ندانست. یکی از این مباحث مسئله چگونگی پیدایش نفس است. ملاصدرا پس از تحلیل و نقد نظریه قدم نفس وحدوث روحانی آن به نظریه"النفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا" دست یافت. شکی نیست که این نظریه از ابتکارات صدرالمتالهین بوده و با اصول فلسفی وی سازگار است. ملاصدرا در پرتو این نظریه علم النفس فلسفی را دگرگون کرد. وی گذشته از اینکه بحث از نفس را از مباحث و مسائل علوم طبیعی خارج کرده و جزء مباحث وجودشناسی قرار داد، مباحث علم¬النفس را طوری طرح کرد که بسیاری از مباحث علوم انسانی مانند روانشناسی، علوم تربیتی، معرفت شناسی، اخلاق و... مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر ره آوردهای نفس شناسی صدر المتالهین قرار دارند. از سوی دیگر مسئله مرگ، معاد و بقای نفس و ... که از مهمترین مسئله های فلسفی بوده و در ادیان نیز برآن تاکید شده است، با رویکرد علم-النفس صدرائی تفسیر و توجیه دیگری می یابد. بحث از حقیقت این نظریه، ادله ملاصدرا، نقدهای او بر حکمای پیشین، بررسی نقد¬های منتقدان ملاصدرا، میزان تاثیر گذاری نظریه او بر حوزه های مختلف علوم و نتایج مترتب بر این نظریه کاری است که پژوهش حاضر بدنبال آن است. نوآوری صدر المتالهین در طرح نظریه حدوث جسمانی نفس بنوبه خود نشان دهنده قوت و قدرت فلسفه اسلامی بویژه فلسفه صدرائی در حل و فصل چالش ها و معضلات فلسفی است. و به روشنی این حقیقت را اثبات می کند که فلسفه اسلامی با ظهور حکمت متعالیه همچنان در رشد و بالندگی است. این فلسفه علاوه بر اثبات توانایی خویش در مواجه با نحله های عقلی و فلسفی، گواهی گویا و شاهدی زنده بر بطلان ادعای غربیان مبنی بر توقف فلسفه اسلامی پس از ابن رشد است. در زمانی که صدرالمتالهین نظریه حدوث جسمانی نفس را در عرصه مباحث فلسفی بیان کرد عده¬ای از حکمای معاصر او به مخالفت با این نظریه برخواسته و نقدهائی به نظریه حدوث جسمانی نفس و اصول و مبانی آن وارد کردند. پس از او نیز منتقدان این نظریه ایرادهای خود بر نظریه ملاصدرا را بیان کردند. بررسی دقیق انتقادات منتقدان ملاصدرا دو نکته مهم را اثبات می¬کند نخست اینکه عصر صدرالمتالهین دوره طلایی و با شکوه حکمت و فلسفه اسلامی و دیگر علوم بوده و اصفهان بحق قوی¬ترین قطب علمی آن دوران بشمار می¬آمد. این شهر جمع زیادی از نخبگان را در خود جای داشت که به لحاظ علم و عمل بی¬نظیر بودند. معرفی شخصیت¬های آن دوره و رشته¬های مختلف علومی که تدریس می¬شد فرصت و نوشتار مستقلی می¬طلبد. نگارنده به خواست خداوند متعال در معرفی حکمای این دوره نوشته¬ای در دست دارد که تقدیم اهل فضل و دانش خواهدشد. دوم اینکه این انتقادات به توسعه و بسط فلسفه ملاصدرا کمک شایان کرد برخی از این انتقادات که در دوره زندگی ملاصدرا بصورت مستقیم یا غیر مستقیم مطرح شد به وسیله خود ملاصدرا پاسخ داده¬شد وبرخی دیگر از اشکالات بوسیله شاگردان مکتب او پاسخ داده و در پاره¬ای موارد ترمیم و اصلاح گردید. این انتقادات نه تنها لطمه¬ای بر حکمت متعالیه وارد نکرد بلکه از سو قوت و استحکام حکمت متعالیه را نشان داده و از سوی دیگر به رشد و بالندگی آن کمک کرد اصولا نقد علمی و منصفانه که ناشی از انگیزه¬های علمی و حقیقت جوئی است نه تنها آسیبی به علم و محیط¬های علمی نمی¬زند بلکه در حقیقت شرط رشد علمی و شادابی محیط¬های علمی است. نظریه حدوث جسمانی نفس گرچه بنوبه خود یک ابتکار ار ابتکارات و نوآوری¬های ملاصدرا به شمار می¬رود اما ثمرات و نتایج فراوانی برآن مترتب است. برخی از این ثمرات علاوه براینکه بلحاظ نظری دارای اهمیت است به لحاظ عملی نیز می تواند در علوم مختلف می¬تواند کاربرد داشته¬ باشد. در نوشتار حاضر سعی بر این است تا حد توان و بضاعت نویسنده این نتایج و ثمرات بحث و بررسی گردد. 2- روش پژوهش سعی نگارنده بر این است که با استفاده از روش تحلیلی- انتقادی، ابتدا با تبیین و تحلیل نظریه حدوث جسمانی نفس به تصور روشن و درستی از مسئله دست یابد، سپس به تحلیل آراء رقیب پرداخته و نقدهای ملاصدرا بر رقیب را بررسی نماید. آنگاه به تحلیل ادله ملاصدرا در اثبات نظریه حدوث جسمانی نفس پرداخته و میزان کامیابی و عدم کامیابی ملاصدرا در اثبات نظریه حدوث جسمانی نفس را ارزیابی نماید. در بخش معرفی منتقدان ملاصدرا پس از بررسی و تحلیل نقدهای آنان با استفاده از روش نقادانه به ارزیابی دیدگاه ها و نقدها خواهیم پرداخت. بدیهی است که در این بخش باید به داوری بی طرفانه پرداخته و با اجتناب از قضاوت عجولانه و متاثر شدن از سلطه حکمت متعالیه و هیبت شخصیت ملاصدرا، اصول و مبانی را ملاک قرار داد. مثلا برخی از انتقادات ناشی از غفلت و یا رد اصول صدرائی است بنابراین در بررسی نقد برخی منتقدان این مسئله تبیین می شود که نقد موجود خارج از چارچوب حکمت صدرائی است. علاوه از این هدف نویسنده دفاع بی چون و چرا از نظریه ملاصدرا نیست، بلکه در مواردی که نقد حکیمی را وارد می¬داند صراحتاً آن را بیان می¬نماید. در بخشی که مربوط به ثمرات و نتایج نظریه ملاصدراست، با تحلیل دقیق نظریه ملاصدرا الزامات نظریه او بیان می شود. در بیان الزامات و نتایج نظریه نیز همانند بخش پیش از آن به نقد برخی از الزامات و نتایج اقدام شده¬ و سعی براین است که از تفصیل بیشتر و تبیین جوانب مسئله خودداری شود. بعنوان مثال مسئله مفهوم کلی و چگونگی دست یابی به آن موضوعی است که می توان در نوشتاری مستقل و جدا درباره آن سخن گفته و همه جوانب نظر ملاصدرا را در باره کلی بررسی کرد ولی در این کتاب تنها به مقداری که نشان دهنده تاثیر و نقش نظریه حدوث جسمانی ملاصدرا در مسئله کلیات است بسنده شده¬است. 3- انگیزه حکمت متعالیه ملاصدرا بمثابه دائرۀ المعارفی است که عالی ترین و ظریف ترین مباحث و مسائل عقلی و فلسفی را در خود جای داده¬است. وی مجموعه‌ای از معارف و مسائل فلسفی را به شیوه‌ای خاص و متفاوت از فلسفه مشاء و اشراق و کلام و عرفان بحث کرده و بسیاری از معضلات فلسفی را – که در نظام¬های دیگر توجیه درستی نداشت- حل کرده است. این مکتب هم در اصول و مبانی و هم در روش بحث از مسائل فلسفی با مکاتب دیگر تفاوت داشته و بر اصول و مبانی خاصی استوار است. این مانند اصالت وجود، تشکیک وجود، حرکت جوهری، اتحاد عاقل و معقول، النفس جسمانیۀ الحدوث و روحانیۀ¬البقا و اصول دیگر به شکل گیری پژوهش های ارزشمندی منجر شد و ساحت¬های تازه¬ای پیش روی اندیشمندان گشود. یکی از این ره¬آوردها و نوآوری های حکمت متعالیه نظریه حدوث جسمانی نفس انسان است. گرچه در معرفی و تبیین و تحلیل این نظریه آثار متعدد نوشته شده¬است اما تاثیر گذاری این نظریه در آراء علمی و فلسفی و همچنین استقصاء منتقدان ملاصدرا در این خصوص و معرفی و بررسی و پاسخ به آنها کاری نو و تازه است که در حوزه علم¬النفس فلسفی انجام می شود. 4- ساختار کتاب کتاب حاضر در چهار بخش با ساختار زیر تدوین شده¬است؛ بخش نخست که شامل سه فصل است. به بیان کلیات، تحلیل مفاهیم تحقیق و واژه¬های همسو می پردازد. جایگاه نفس در فلسفه، تصور نفس در نحله های گوناگون فلسفی و مسئله چگونگی حدوث و پیدایش آن در این بخش بررسی شده¬است. در بخش دوم، نظریه صدرالمتالهین در باره حدوث جسمانی نفس، اصول و مبانی نظریه و سازگاری یا عدم سازگاری نظریه وی با نصوص دینی در دو فصل بررسی شده¬است. بخش سوم کتاب به معرفی منتقدان نظریه ملاصدرا اختصاص دارد. در این بخش منتقدان نظریه حدوث جسمانی نفس معرفی و نظرات آنان ارزیابی و نقد شده است. در این بخش که شامل دو فصل است؛ منتقدان معاصر صدرالمتالهین و منتقدان پس از وی بحث و بررسی شده است. بخش چهارم کتاب به بیان نتایج و ثمرات نظریه حدوث جسمانی نفس اختصاص دارد. در این بخش امتیاز و ثمرات نظریه ملاصدرا تبیین شده و آثار و نتایج آن در مسائلی همچون رابطه نفس و بدن، معاد جسمانی، تناسخ و... بررسی شده است. همچنین سعی بر این است تاثیر نظریه حدوث جسمانی نفس در حوزه ای مختلف علوم و از جمله تاثیر آن در طراحی نظام های اخلاقی وتربیتی و.... نشان داده¬شود. نگارنده تلاش کرده است تا با مراجعه به متون اصلی منتقدین و آثار فلسفی آنان از پیش داوری دوری جسته و بدور از ذهنیت به داوری بپردازد. و هرگز ادعا ندارد که این اثر بدون نقص و عیب است، بلکه با استعانت از ارواح حکمایی که نام آنان در این اثر آمده ¬است همواره چشم به یاری و کمک اصحاب علم و فضل دارد. از خداوند متعال عاجزانه استدعا دادم توفیق معرفی حکما و متفکران دوره صدر المتالهین و پس از آن را در نوشتاری دیگر مرحمت بفرماید.